|
سلاممممممممم به همه
سلاممم بامداد امروز ساعت۳:۵ صبح ۷شهریور ۸۸ محسن افشانی با خودروی هیوندای کوپه در اتوبان چمران چپ کرد که خودروی او پس از ملق های شدید و ۳۰۰متر کشیده شدن روی زمین بابرخورد به جدول کناره چمران به صورت واژگون متوقف شد. محسن افشانی پس از عکس برداری از نقاط مختلف بدن فقط از ناحیه انگشت و کمر و پا اسیب دیده. حالش تقریبا وخیم است طی اس ام اسی که همکاران او در این رابطه سایر افراد را مطلع ساختند به شرح ذیل میباشد: سو قصد به جان محسن افشانی: خودروی ۴۳میلیونی محسن افشانی چپ شد برای سلامتی او دعا کنید و این خبر را منتشر کنید. محسن افشانی حادثه را تعقیب یک دستگاه مرسدس بنز سی ال اس مشکی اعلام کرد که اذعان داشت: از اتوبان صدر تا پمپ بنزین ولنجک او را تعقیب میکرده و بعد از پمپ بنزین ولنجک کنار اتومبیل او امده و با هوشیار کردن محسن باضربه ای به صورت کاملا از پیش تعیین شده به گلگیر سمت راننده کوبیده و محسن با برخورد به تپه خاکی که کنار اتوبان(دقیقا روبروی نمایشگاه) بدون هیچ علامت باز دارنده ای ریخته شده بود پس از اصابت خودرو واژگون شده و ادامه داستان...
طی نتیجه گیری از اتفاقات گذشته که محسن افشانی دو پرونده ی سنگین مربوط به طلبی که از تهیه کننده خود به مبلغ ۱۰میلیون تومان (تهیه کننده ی ماهی کوچولو ها دعا میخوانند) از اقای محمد کمالی پور و هم چنین مبلغ ۱۱ م ۶۰۰ تومان از مدیر برنامه اش مسعود قبادی طلب دارد و هم چنان شکایت او در محاکن قضابیی جاریست بیم ان میرود که سوقصد از پیش تعیین شده باشد. محسن افشانی با مراجعه به پلیس ، ردگیری راننده ی خودروی سی ال اس را پی گرفته تا ان شا ا... عامل این سو قصد مشخص گردد.
سلامممم دوستان عزیز
اگه تا الان چندتا مطلب تازه براتون گذاشتم فقط به خاطر شادیروح پاکترین غریب کشته ی عشق مارال مهربان به یاد تمام خوبیهایش
سلام به همهگی من اومدم بالاخره بعد از ۳ ماه به این شایع ای که در اپ قبلی شده اصلا توجه نکنید من زنده ام و به یکی از دوستانم گفته بودم که یه اپ کنه و بگه من چند وقت نمیام متاسفانه اونم این شوخی را کرد و بابت این چند ماهی که نبودمم و نتونستم به وبلاگاتون سر بزنم عذر می خوام چون مامانم نذاشت بیام واسه این که گفت باید درستو بخونی و به فکره امتحاناتت باشی حالا هم خیلییییییییی زیاد خوش حالم چون تموم امتحانام تموم و کارنامم را هم گرفتم و معدلمم خوب شد هووووووووورااا حالا هم می خوام یه تنوعی به وبم بدم و موضوشو عوض کنم و در مورد تموم بازیگرا مطلب بذارم امیدوارم خوشتون بیاد خب دیگه من برم و انشالا چند روز دیگه اپ میکنکم فعلا بای
از این میترسیدم که پیش خدا نری ولی رفتی و من موندم با این دل پاره پارم
سلامممممممممممم سلامممممم صد تا سلاممممممم
امروز خیلی خیلی خوشحالم خب دیگه دلیلشم معلومه چون تولد بازیگر توانمند کشورمونه و امروز همه باید شادی کنن تو جشن من هم همه دعوتن راستی چون من الان مسافرتم پسر خاله ام اومد و یه کم خراب کاری کرد که اون مطلب زیر اومد حالا خلاصه ببخشید اول باید بگم که من چه طور این بازیگر و مجری دوست داشتنی را شناختم این بر میگرده به پار سال که من داشتم برای رفتن به بیرون اماده می شدم و مامانم به من گفت که یه برنامه است خیلی قشنگه و یه پسری توش مجری که خیلی قشنگه و خیلی با استعداد و من برای اولین بار می خواستم برنامه را ببینم و وقتی دیدم یکی از طرفداراش شدم او هم بازیگر خوب و با استعدادی هم مجری خوبی امیدواریم توی درسش هم موفق باشد. بیست سال پیش در همین روز بهاری و زیبا یه پسر کوچولو و خوشگل با چشمانی اسمانی و زیبی که انگار خدا خودش او را نقاشی کرده پا به این دنیا گذاشت چه کسی می دانست که همین شکوفه ی بهاری چه اینده ی درخشانی خواهد داشت که همه از کوچک و بزرگ طرفدار او می شوند او تمام تلاش خود را برای شاد کردن ما کرد و حالا نوبت ماست که او را شاد کنیم و همیشه طرفدارش بمانیم و از او حمایت کنیم. این از طرف من به محسن عزیز تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسم
سلا
سلام خوبید؟؟ الان می خواستم مصاحبه ی مجله ی خانه و خانواده را تایپ کنم ولی دیدم سارا جون این کارو کردن و من عکس و مطلبارا از وب ایشون برداشتم میریم سراغ مصاحبه و عکس قسمت دوم گفتگوی ما رسید تا حضور او در مجموعه ی "ترانه مادری" که باعث شناخته شدن ا در عصه بازیگری هم شد! خود او هم قبول دارد که حتی حضور های متفاوت او در مقام مجری و در برنامه های مختلف به اندازه پویا نظری در مجموعه "ترانه مادری" (حسین سهیلی زاده) در دیده شدن او البته معروفیت او نقش نداشته ان. او او در گفت و گوی نوروزی با خانه و خانواده به ناگفته هایی اشاره کرد که شاید تا بحال از او نشنیده باشید : بلافاصله بعد از سریال ترانه مادری پیشنهاد چند سریال هم داشتی ، اما یکی دو تله فیلم بازی کردی ؟ بله ، من رفتم سر کار ضامن کار آقای منوچهر هادی که سه بار هم پخش شد. بعدش م رفتم سرکار ماهی کوچولوها دعا می خوانند که آنرا خیلی دوست داشتم. وکار بعدی ماهی کوچولو ها دعا می خوانند ... بله ، من در آنجا یک بچه جنوبی هستم با موهای فرفری و البته با لهجه ، خیلی آن نقش را دوست داشتمچرا که جایی بود تا بتوانم خودم را محک بزنم ... خودت که اهل جنوب نیستی ؟ نه ، ولی خدا رو شکر روی اکثر لهجه ها مسلط هستم . روی لهجه ها قبلا کار کردی ؟ نه ولی به مدد تئاتر من خیلی کارها را یاد گرفتم نمی خواستی یک مدت کار نکنی تا جایگاهت با سریال ترانه مادری حفظ شود ؟ نه ، می خواستم کار اجرا نداشته باشم. یعنی الان به کل کار اجرا نداری ؟ من داستان اجرایم را هم الان برای شما تعریف می کنم. می خواستم اجرا را کنار بگذارم ، چون ایده آل من بازی بود و آن راه پیداکرده بودم. همان اوایل کار اجرا هم فهمیده بودم که اجرا یک عامل بازدارنده است برای بازیگری ! آدمی که می شود مجری هرچقدر هم قوی باشد بربازیگری اش ضربه می خورد. یکی را باید انتخاب کرد، یا اجرا یا بازیگری ... این مسئله باعث می شود تو برای مخاطب هم غیرقابل باور شوی! از سر ترنه مادری می خواستم دیگر کار اجرا نکنم که آقای اسماعیلی اجازه نداد(با تاکید می گوید) البته قرارداد هم داشتم اما سرانجام به زور آن هم به زور قرارداد ماندم. بعد از ترانه مادری پیشنهاد اجرا داشتی ؟ چرا ، آقای محمدی بعد از ترانه مادری به من گفتند آقای پورمحمدی فرموده اند که شما برای ماه رمضان هیچ کاری قبل نکنید ما یک کار داریم ! گفتم شاید دوباره یک سریال باشد و ... ما با آقای زاهدی قرار گذاشتیم و رفتیم آنجا دیدیدم همان موقع بحث قرار داد پیش آمد و گفت برنامه ماه رمضان امسال دست شماست ! و واکنش محسن افشانی ؟ من گفتم اصلا این برنامه برای من نیست ! اصلا آن فضا برای احسان علیخانی است ، مال فرزاد حسنی است. اجرای من سرحال و شاد است. این برنامه جای شوخی ندارد. آن زمان با خیلی از پیشکسوتان خودم مشورت کردم در انتها به این نتیجه رسیدم که نروم. اجرای برنامه بعد از بازی در ترانه مادری ... من فکر می کنم مخرب بود بالاخره با تمام حرف و حدیث ها من رفتم ، بعد از دو سه برنامه کل کار دستم آمد و عادت کردم و یک جورهایی برنامه مال خودم شد و حس کردم هیچ کم و کاستی در آجرای آن برنامه سنگین ماه رمضانی نداریم . اجرا در آن برنامه بداهه بود یا اینکه نویسنده داشتید ؟ خانم جلالی آنجا نویسنده ما بودند ، ایشان با توجه به سابقه رادیوئی شان متن های شروع برنامه را می نویشتند و گاهی از اتاق فمان راهنمایی می کردند. تا اینکه رسیدیم به حضور احسان علیخانی . بله از قبل به تو گفتند قرار است اجرای مشترک داشته باشید ؟ بله. و واکنش محسن افشانی در این قبال چی بود ؟ من گفتم که احسان را خیلی دوست دارم و حتی به سبک اجرای او علاقه مند هستم ، خیلی هم خوب بود از اول به شکل مشترک اجرا می کردیم ، اما اگر الان بیاید می گویند محسن افشانی ضعیف بوده است. من می روم ! ماجرای احساساتی شدن خودت رو هم در یک برنامه زنده بگو . (می خندد) الان تعریف میکنم ! وقتی که احسان از خاطرانش تعریف می کرد یک لحظه حال من عوض شد . احسان هم یک مقدار گارد گرفت . به هر حال او یک عقبه ای در این برنامه داشت. من هم قبول دارم، اما بالاخره من هم دوازده برنامه اجرا کرده بودم! ضمن اینکه تعریف کرد تو در برنامه سلام بهار خیلی با آن دوستت موفق بودی ، اما اگر من می آمدم آنجا ... منظور از این حرف آمدن من در آن برنامه بود دیگر! در صورتیکه شب آخری که من اجرا کردم حدود پانصد هزار sms به برنامه رسید و دو شب آخر (شب عید فطر) 1750 sms به برنامه رسیده بود! من روی آنتن به خود احسان هم گفتم من از این ناراحت هستم که خوب اجرا کردم و سوتی ندادم اما دارم می روم ! شاید انتخاب من اشتباه بود ! اما ... من خودم رفتم سازمان 162 با مردم صحبت کردم.(البته بدون اینکه خودم را معرفی کنم ) . نود درصد نظر مردم این بود که سن مجری کم است، خودم هم قبول دارم! اما اکثر از برنامه راضی بودند . به هر حال خود احسان هم مشکل داشت که از اواسط برنامه اضافه شود. رفتن از آن برنامه چقدر به لحاظ به لحاظ روحی در تو تاثیر داشت ؟ فقط همان روز ! شاید باورتان نشود اما من خوشحال بودم چون بالاخره از گیر اجرا در رفته بودم ! و دیگر تو اجرا نخواهی کرد ؟ در برنامه داخلی نه! بلافاصله بعد از خارج شدن از آن کار سر تله فیلم ضامن و ماهی کوچولو ها می خوانند . بله ، که هر دو کار را خیلی دوست داشتم . والن هم حضور سینمای ات را با عباس رافعی تجربه می کنی ؟ بله ، این کار اولین فیلم 35 میلیمتری است که راجع به انقلاب قرار است ساخته شود . خوشحال هستم که با یک گروه کاملا حرفه ای کار می کنم. از نفشی که اینجا بازی می کنی صحبت کن ؟ نمی توانم چون خیلی خاص است! دوباره یک بچه مثبت مثل پویا نظری ؟ ای بابا تو این گریم من رو نگاه گن! دیگر از ان بچه مثبت ها نیستم ! ضمن اینکه در فیلم ماهی کوچولوها ... هم یک بچه جنوب شهر هستم!(می خندد) و بعد از این کار هم میرویم سر کار مهدی فخیم زاده ؟ بله ، من یکی دو ماه پیش با حاج اقا انصاریان تهیه کننده کار آقای فخیم زاده قرارداد بستم . همیشه جزو آرزوهای من بوده که حداقل یک فریم با آقای فخیم زاده کار داشته باشم. از همبازیهایت هم در فیلم عباس رافعی صحبت کن . نقش مادرم را در آن کار خانم آزیتا حاجیان بازی می کنند. آقای حسین یاری نقش دایی من هستند و پدرم هم ایر آقایی. بعد از سریال ترانه مادر پیشنهاد سینمایی نداشتی ؟ چرا داشتم دقیقا همان موقع کار اقای نعمت ا... به من پیشنهاد شد اما به خاطر اینکه اجرای ماه محبوب را داشتم نتوانستم بروم. از سال 1383 تا اواخر سل 1387 فکر می کردی این همه اتفاق و تحول در زندگی تو اتفاق بیفتد ؟ آره ، جدی می گویم. این همه فارغ التحصیل تئاتر تو این مملکت هستند که برای هیچ کدام اتفاق مثبتی تا این حد رخ نداده. بله خیلی ها هم به من پیشنهاد می دادنند که به جای مهندسی مکانیک برو وهنر بخوان که با شرایط کاری تو هم همخوانی داشته باشد. گفتم من کل تفکراتم محاسباتی و عاشق مهندسی هستم . اوایل داستان خیلی اید نداشتم اما همان زمان که تئاتر انجام می دادم و میدیدم که من نسبت به بچه های دیگر چقدر بیشتر و بهتر فعالیت دارم به خودم امیدوار می شدم . من دقیقا از سال 1385 بود که احساس کردم رشد کردم. با برنامه آستانه شناخته شدی و تقریبا هرکجا می رفتی می شناختند تو را . بذار یک جریان جالب برات تعریف کنم. من خیلی تئاتر شهر می رفتم . ماشین رو تو بلوار کشاورز می گذاشتم و پیاده به سمت تئاتر شهر و خیابان ولیعصر می آمدم.(چون خیابان یک طرفه بود) اوایل راستش را بخواهید یک جورهایی عرض اندام می کردم تا مردم مرا ببینند و بشناسند! وقتی شناخته می شدم خیلی کیف می کردم (می خندد) اما حدود دی ماه کم کم از اینکه خیلی با انگشت نشان داده می شدم خجالت می کشیدم. واقعا از هر 10 نفر هشت نفر مرا نشان می دادند ، دوست نداشتم مرا به عنوان مجری نشان بدهند. من خودم را یک بازیگر می دانستم. مدرک مهندس مکانیک سیالات را می خواهی چکار کنی ؟ فعلا که در حال درس خواندن هستم . من چهار پنج سال دیگر منحصرا مهندسی را ادامه خواهم داد. یعنی بازیگری را رها می کنی؟ صد درصد تا این حد مطمئن نباش. باور کن. خیلی ها گفتند و نشده اگر نشود هم ... بالاخره ما باید یک نقطه مبهم هم برای خودمان ایجاد کنیم . من به این حرفه (بازیگری) به عنوان سرگرمی نگاه می کنم . این جمله من به خیلی ها برخورن ، اما منظور من این بود که ایده آل من مهندسی است. الان درس می خوانی یا اینکه اساتید لطف می کنند و نمره می دهند ؟ راستش را بگویم نمی نویسی ؟ بنویسم یا نویسم ؟ نه بابا. ننویس تو بگو خیالت راحت . لطف دارند و به من منمره می دهند. راستی یک خاطره دارم تا یادم نرفته اینجا می خواهم تعریف کنم . اشکال نداره ؟ چه اشکالی! تعریف کن ؟ من خیلی به کلاس های آقای پسیانی علاقه ارم ، کلی گشتم و کلاس های ایشان را پیدا کردم ، اما ایشان بعد از دو جلسه مرا اخراج کردند! چرا ؟ مگر اتفاقی افتاد ؟ کلاس های ایشان پر شده بود اما من با هزار امید رفته بودم . خود آقای پسیانی هم خیلی ناراحت می شوند که من این قضیه را همه جا تعریف می کنم . من از آن اتفاق خیلی ناراحت شدم. دوست نداری یک دوره حرفه ای بازیگری را بگذرانی ؟ من هیچ تحصیلاتی راجع به بازیگری ندارم. هیچ تلاشی هم نمی کنم از این بیشتر شوم چون دغدغه من این نیست! همین که هستم . محسن افشانی. غیر از تحصیل و بازیگری اوقات فراغت تو چگونه می گذرد؟ یک زمان مدیر فرهنگی یک مجموعه بودم که استعفا دادم. به لطف دوستان تربیت بدنی سازمان می روم. چه ورزشی ؟ بدنسازی و شنا اهل فوتبال نیستی ؟ فوتبال روی چهره بازیگر خیلی تاثیر می گذارد. علاقه ای به تماشای فوتبال هم نداری ؟ چرا ، من طرفدار پروپاقرص پرسیولیس هستم به موسیقی هم علاقه داری ؟ سر آن برنامه بوم سفید خیلی از ترانه ها را خودمان ( من و کیوان و عباس ) می خواندیم. به نظر خودن محسن افشانی می تواند خواننده خوبی باشد؟ (می خندد) خودم قبول دارم که صدایم خوب نیست . خودم از صدای خودم خوشم نمی آید. چه موسیقی گوش می کنی ؟ از همین رپ ها و جوان ها که همه گوش می کنند! من مدل خواندن محسن نامجو را خیلی دوست دارم. سنتی هم گوش می کنم کار های آقای افتخاری را هم دوست دارم. عید ممکن است مجری برنامه ای باشی ؟ پیشنهاد دارم اما نمی روم. اصلا شبکه داخلی اجرا نمی کنم. فکر می کنم به عنوان مهمان برنامه در یک کاری حضور داشته باشم احتمالا یا فرانسه باشد یا آمرکا ... احتمال دارد دوازده سیزده روز مسافرت باشم البته اگر آفیش کار نباشم. دوست داری تعطیلات نوروز کجا باشی ؟ تهران پیش خانوادم. چند ساله که آنها هم به خاط من نمی توانند مسافرت بروند. مثلا شب یلدا هم پیش خانواده ام نبودم. خودت کی قرار است صاحب خانواده شوی ؟ (کمی خجالت می کشد) سال 1393 . چرا؟ چون سن بیست و پنج سالگی برای من بسیار محترم است و بابام قرار است کت و شلوار دامادی تنم کند. تو فرد خاصی را برای زندگی مشترک هنوز در نظر نگرفتی ؟! چه خوب. اولین جایی است که از این سوال ها از آدم می پرسند! نه هنوز گزینه ای برای ازدواج ندارم. بهترین عیدی که تابحال گرفتی چه بوده؟ از بابام یک تراول پنجاه هزار تومانی گرفتم خیلی ها فکر می کنند تو با سیاوش خیرابی مشکل داری و خوب نیست ! واقعا؟ تابحال این را نشنیده بودم البته فکر نمی کنم نشنیده باشی! به خدا نشنیده بود. راست می گویند این مطبوعاتی ها خودشان تو کار حاشیه هستند. اما تو از ابتدا از سیاوش به عنوان داداش یاد کردی؟! واقعا من سیاوش رو به اندازه داداشم دوست دارم و هرکجا هم که ما را می دیدند می گفتد که شما چقدر با هم خوب بودیدی. دوست داری دوباره با هم همبازی شوید ؟ آره اما خیلی بعد تر دوست ندارم آن کار در ذهن من تداعی شود. با کدام کارگردان دوست داری کار کنی ؟ افتخار می کنم که با آقای فخیم زاده کار می کنم. با آقای بیضایی، آقای حاتمی کیا، آقای مهرجویی ، آقای کیا رستمی و ... فکر می کنی در بازیگری به اندازه ای قدرت داری که برای بازی در کار این بزرگان دیده شوی ؟ خیلی ها پرسیدند که چطور جلوی خانم روستا ، آقای حاتمی کیا ، خانم گودرزی و ... کم نیاوردی؟! واقعا من در کنار آنها کار یاد گرفتم و اعتماد به نفس هم دارم . من اعتبار و افتخارم را از کار کنار این بزرگان به دست آوردم. فکر می کنی نقطه ضعف محسن در بازیگری چیست ؟ من هیچگاه از بازی خودم راضی نیستم ! همشه توقع بیشتری از خودم دارم کار کدام بازیگر برای تو الگو است ؟ واقعا من الگوبرداری نم کنم ولی از بزای حامد بهداد را خیلی دوست دارم. و در دنیا . براد پیت نقطه ضعف محسن افانی در زندگی شخصی . زور از کوره در می روم و عصبانی می شوم. معمولا در برابر ناحقی ها عصبانی می شوم. بیشتر در حق دیگران باور کن ! معرو شدن تو در زنگی خانوادگی هم تاثیر گذاشت ؟ خانواده ام افتخار می کنند و من خوشحال هستم که باعث سربلندی خانواده ام شدم تو فقط یک خواهر بزرگتر از خودت داری ، او هم در این حرفه فعالیت می کند ؟ خیر او مترجمی زبان انگلیسی می خواند و سال آخر دانشگاه است. برنامه تو برای سال 1388 چیست ؟چه می کنی که هرچه در امسال به دست آورده ای را حفظ کنی و از دست ندهی ؟ این خیلی سوال خوبی است! به دست آوردن این موفقیت لطف خدا بود و سخت نبود، اما حفظ آن سخت است. خدا لطف کرد و من و سیاوش جایگاهی پیدا کردیم، من اعتقاد زیادی به لطف خدا و پیشرفت پله پله دارم. خدا به من رو کرد و بی وجدانی است اگر بخواهم او را در زندگی ام فراموش کنم. تلاش من و پشتیبانی خانواده ام هم در این مسیر بی تاثیر نبوده است ، اما حفظ کردن این ماجرا به خود من بر می گردد! آدم باید خودش خودش را در این شرایط محدود کند. هیچ کس نمی تواند مرا محدود کند جز خودم! من دیگر نمی توانم مثل سال های پیش در عروسی های اقوام نزدیکم حضور پیدا کنم. خیلی زود آن اتفاقی که شما خبر دارید با گوشی های دوربین رخ می دهد و ... . به هر حال یک بازیگر شناخته شده باید یسیار محترم رفتار کند و رفتارهای گذشته خود را اگر درست نبوده تعدیل کند. زیرا که او زیر ذره بین است. من سعی کردم شخصیت خودم را بسازم. حس می کنم یک خورده مرد شده ام. من باید امروز حتی مراقب راه رفتنم هم باشم! و نوروز سال 1388 بعد از آن دعای سال تحویل دعا می کنم که مردم هیچ کجا لطف خدا را نادیده نگیرند، از خدا می خواهم همیشه پشتیبان من و همه جوان تر ها باشد! امیدوارم در سایه الطاف حضرت مهدی (عج) همه مردم عزیز کشورم در در سال نو شاد ، خرم و سرحال باشند.
سلام خوبید؟؟امروز عکس محسن افشانی در ماهی کوچولو ها دعا می خوانند براتون میذارم که بعضی از وب دوستان و مصاحبه از داداش محسن می ذارم که مجله ی خانه و خانواده این مصا حبه را انجام دادن . خواهشن اگه می خواهید مصا حبه را بردارید حتما منبع را ذکر کنید چون خیلی سخته تا این هارو بنویسم ممنون. محسن افشانی بعد از اجرا و بدون هیچ سابقه بازیگری به این عرصه راه یافت یا ............. من اردیبهشت سال ۸۳ توسط یکی از بستگانم برای دیدن یک تئاتر رفتیم قبل از ان ما در ۱۳ بدر یک دیگر را دیده بودیم و قرار رفتن به تئاتر از ان روز گذاشته شد . ان روز من از دیدن نمایش خوشم امد. تا قبل از ان هم به هیچ وجه فعالیت جنبی نداشتم تنها زبان انگلیسی و درس های دبیرستانم را می خواندم. ( اخی چه درس خون بوده اصلا بهش نمی خوره) پس تو هم یک جورایی کارت را با تئاتر شروع کردی؟ بله حدود یکسال و نیم تئاتر کار می کردم در واقع با سه چهار گروه فعالیت می کردم در یک گروه با خانم کریمی بودیم و نمایشی به نام ملکه زیبای لینین را اجرا می کردیم جالب است بدانید داوران ان جشنواره خانم منیزه میر محامدی و اقای امیر دزکام (بازیگر نقش پدر من در سریال ترانه مادری) بودند.من ان کار را خیلی دوست داشتم ولی ان داوران کار ما را رد کردند(اخی.... و همان نمایش عامل حضور تو در برنامه استانه در مقام مجری شد؟؟ نه در ابتدای کار اقای مختار زاده که کارگردان ان برنامه بودند مرا برای بازی در ایتم های برنامه می خواستند به هر حال ایده ال بچه های تئاتری این است که روزی از بازی روی صحنه تئاتر به تلویزیون راه پیدا کنند من پذیرفتم و رفتم من تا ان روز برنامه استانه را ندیده بودم و حتی نمی دانستم برنامه ترکیب چیست؟؟ یک زمان بخش هایی از نیم رخ را دیده بودم و چیزی هم از ان در خاطرم نمانده بود حدود یک ماه در میان برنامه های استانه بازی کردم تا اینکه اقای ختار زاده روزی به من گفتند اگر بخواهی اجرا کنی ما می توانیم تو را کمک کنیم و...........در همان برنامه من کم کم ایتم های کوتاه را اجرا می کردم پیام فرهنگی استانه رادیو استانه خبر گذاری استانه و........... از چه زمانی به عنوان مجری یک برنامه فعالیتت اغاز شد؟؟ در ابان ماه سال ۸۶ به همراه خانم ندا واشیانی پور یک روز در میان اجرای برنامه می کردیم.
|
About![]()
من مارال متولد 5/9/1372 هستم دختری پر شور و هیجان هستم و دوستدار محسن افشانی امیدوارم خوشتون بیاد بیا بذو بدو بدو بدو بدو به من سری بزنید اخ دلم کرده هواتون اخ دلم کرده هواتون بیا بیا بیا بیا بیا بیا یه نظر بده گوگولی وای شما ها چقدر هلویین وای شما ها چقدر هلویین
Home
|